سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

146

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

3 - ممكن است در مقام جمع گفته شود : روايات دالّه بر وجوب قضاء مضمونشان اينست كه مكلّفى كه غسل را فراموش نموده و بعد از خروج ماه ملتفت شد در اينجا قضاء واجب است ولى اخبار و ادلّه نافى قضاء را در صورتى ساقط دانسته كه بعد از انقضاء روز شخص التفات به جنابت خود پيدا نمود و به اين وسيله بين يك روز و يك ماه فرق مىتوان گذاشت و به همين بيان رفع تنافى بين دو دليل مىشود ناگفته نماند : كه در رفع تنافى به اين بيان از شواهد و قرائن خارجى استفاده نشده بلكه نفس منطوق و الفاظ طرفين دليل دلالت بر فرق مزبور دارد . مرحوم شارح در تضعيف اين جمع مىفرماين : اشكالى كه در اين بيان هست آنست كه اگر بمقتضاى روايت دالّه بر قضاء ، قضاء تمام ماه را واجب دانستيم بايد به قضاء يك روز نيز ملتزم شويم چه آنكه قضاء كلّ ( ماه ) مستلزم قضاء جز ( يك روز ) نيز مىباشد بلكه در صورت واجب دانستن قضاء همه ماه بطريق اولى بايد به قضاء يك روز ملتزم شد زيرا مشقّتى كه در قضاء جميع هست در قضاء يكروز مسلّما نيست شارح ( ره ) مىفرماين : مرحوم مصنّف قول مزبور ( وجوب قضاء ) را به مشهور نسبت داد و خود آن را به تعبيراتى از قبيل ( الاقوى ) و ( الاظهر ) و امثال آن اختيار نفرمود و جهت آن همان اشكاليست كه گفته شد ، يعنى فرق بين اين مسئله و مسئله سابق كه حكم به عدم قضاء در آن شده بود فلذا مرحوم ابن ادريس و محقّق در اينجا نيز همچون سابق وجوب قضاء را منكر شده‌اند و دليلشان بر اينحكم عدم فرق بين دو مسئله نامبرده مىباشد و ابن ادريس علاوه بر